حمد الله مستوفى قزوينى

202

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

135 به پيش اندرون احمد شيرخو « 1 » * كه شد معتمد در مهى نام او سپاهى ز او تاس و بغداد « 2 » و رَند « 3 » * برفتند و كردند پيكار چند تبه گشت بىمر ز هر دو گروه * نكردند از جنگ « 4 » جستن ستوه گهى اين ظفر يافتى گاه آن * در اين كارشان رفت بىمر زمان ز احمد برنجيد معتز « 5 » ازين * كه : « كسلان چرايى به پيكار و كين » ؟ 140 به يارى او لشكرى رزمزن * به زودى روان كرد از آن انجمن سپهدارشان نصرِ ابن بوقا * سپاهى همه گُرد و جنگ‌آزما شد آگاه از كارشان مستعين * فرستادشان پيش لشكر به كين سپهبد رشيد ابن كاووس بود * كه افشين « 6 » برادر مر او را نمود برفتند و كوشش نمودند سخت * و ليكن نديدند يارى ز بخت 125 شكسته شدند اندر آوردگاه * به بغداد از آنجا سپردند راه سپاهى دگر مستعين در زمان * فرستاد بر جنگ ايشان دمان حسين سماعيل بُد ميرشان * نبود آگه از مكر و تدبيرشان كمين كرده بُد نصر با آن سپاه * ز ناگه بر او زد بر آن طرف راه تبه كرد بىمر از ايشان به جنگ * گريزان شدند از برش بىدرنگ 150 به بغداد رفتند و بارى دگر * سپهدار مهتر بُد آن نامور به جنگش فرستاد و اين بار هم * ز دشمن درآورد گه شد دژم چو نامش ز بس ننگ بر باد شد * شب از شرمسارى به بغداد شد به پى برگزين نصر با آن سپاه * به بغداد آمد به دل رزمخواه ز يك روى احمد ، ز يك روى نصر * همى جنگ جستند تا گاه عصر به تنگ آمدند شهريان ز آن سپاه * بزرگان و ميران شدند رزمخواه بوقا و وصيف « 7 » و محمّد به جنگ * ز بغداد بيرون شدند بىدرنگ

--> ( 1 ) ( ب 135 ) . در اصل : شيرحو . ( 2 ) ( ب 136 ) . سب : سپاهى ز بغداد و اوباش و رند . اوتاس - با توجه به قرينهء بيت ، حتما شهرى در عراق بوده است . ضمنا در معجم البلدان يافت نشد . ( 3 ) رَند - شهرى در راه حاجيان مكه نزديك بصره عراق . ( 4 ) ( ب 137 ) ( دوم ) . سب : نكردند از جنك . ( 5 ) ( ب 139 ) . در اصل و سب : معتر . ( 6 ) ( ب 143 ) ( دوم ) . در اصل : اقسين ؛ سب : افشين ؟ ؟ ؟ . ( 7 ) ( ب 156 ) . در اصل : وصيف ؟ ؟ ؟ .